چشمان خیس
... می رود
گاهی مسیر جاده به بنبست میرودگاهی تمام حادثه از دست میرودگاهی همان کسی که دم از عقل میزنددر راه هوشیاری خود، مست میرودگاهی غریبهای که به سختی به دل نشستوقتی که قلب خون شده بشکست میروداول اگر چه با سخن از عشق آمدهآخر خلاف آنچه که گفته است میرودوای از غرور تازه به دوران رسیدهایوقتی میان طایفهای پست میرودهر چند مضحک است و پر از خندههای تلخبر ما هر آنچه لایقمان هست میرودگاهی کسی نشسته که غوغا به پا کندوقتی غبار معرکه بنشست میروداینجا یکی برای خ
برچسب:
نویسنده: مانی میرزایی
تاريخ: چهارشنبه
15 مهر
1405 ساعت: 23:00